به نام خالق شعر و شعور
دوستان همدل سلام
امیدوارم روزگارتان سرشار از رایحه ی ایمان به ابدیت باشد .
دیر به روز شدنم را به بی ارادتی ام نگذارید ؛ نسبت به همه ی شما خالصانه ارادتمندم ؛ اما چه کنم که زندگی تنها سپری کردن زمان در دنیای مجازی نیست . چه بسا لحظه هایی که ماندن در کنار آدم های حقیقی بهتر جلوه می نماید و ...
به هر صورت اگر محبت شما دوستان نبود شاید این فرصت دست نمی داد تا مطالب این پست را بنویسم .
لحظه هایتان برتر از دیروز باد .... ارادتمند ... شهاب الّدین رهنما
---------------------------------------------

" نی لبک "
حرفی ملالی نیست باران ! من همینم...!
یک نی لبک ، مبهوت و حیران ! من همینم...!
در لابه لای باورم باران آتش
در فصل یخبندان انسان ! من همینم...!
گم می شوم هر روز در معنای دریا
گم می شوم افتان وخیزان ! من همینم...!
سر می زند هر لحظه در من یاس مستی
یاسی تماشایی ، درخشان ! من همینم...!
باهر نسیمی می شوم پیدای پیدا
پیداتر از البرز گیلان ! من همینم...!
قد می کشم با گرمی یک حزن تازه
هر چند می بارد زمستان ! من همینم...!
رد می شوم از لحظه های سرد و خاموش
در عصر خاموشی وجدان ! من همینم...!
پل می زنم از خاک تا عرش تماشا
پل می زنم از روی شیطان ! من همینم...!
در جستجوی رویشم تا قاف اعجاز
از رونق مکر خیابان ! من همینم...!
تا انتشار آفتاب فصل فردا
دل می بُرم از این و از آن ! من همینم ...!
آری ، منم یک نی لبک مبهوت و حیران
افتاده ام از چشم چوپان ! من همینم...!
هر صبحدم دور از هیاهوی توهُّم
پُر می شوم از بوی ریحان ! من همینم...!
پُر می شوم از شور تصنیف تماشا
در لحظه ی میلاد باران ! من همینم ...!
حرفی ، ملالی نیست باران ؛ من همینم...!
یک نی لبک ، مبهوت و حیران ! من همینم ...!
*****


