|
|
|
|
|
آسمان پر از آیه های توست هر کجا روم جای پای توست آخرین غزل می رسد ز راه ، آخرین غزل ، ماجرای توست با نگاه تر ، شکوه می کنم ، از تویی که دل ، مبتلای توست این همه چرا زخم می خورم تا که گویمت ، دیده جای توست؟! لحظه ی عروج ، می رسد سکوت راه ر جعتم ، تا کجای توست ؟! هر چه می دود ، دل در این مسیر باز بینمش ، ابتدای توست این همه سکوت ، در نگاه من حاصل غم آشنای توست ! ای رسا ترین ، آیه ای بخوان جان و دل پی ر بنّای توست باز جمعه و ، اشتیاق تو ، باز نغمه ای ، که برای توست ! باز جمعه و ، عصر مهربان باز هم دلی ، در هوای توست کی تو می رسی ، آفتاب من ! کوچه در پی آیه های توست !
|
||
|
+
لحظه ي هبوط انديشه جمعه 18 فروردین1385ساعت 16:5 به قلم شهاب
|
|
||