|
|
|
|
|
به نام او که سرچشمه ی همه ی خوبی هاست سلام دوستان می دانم که خیلی دیرکرد ه ام !چه کنم که زندگی است و دلمشغولی هایش . حضور کمم را به حساب بی ارادتیم نگذارید . در این پست یکی از جدیدترین شعرهایم را تقدیم نگاه مهربانتان می کنم . امیدوارم مثل همیشه این مسافر راه را شرمنده ی نظرهایتان کنید . ارادتمند همیشگی دوستان نیک اندیشم : شهاب الدّین رهنما ( مرداردیبهشت ) ****** الله اکبر الله اکبر الله اکبر زبانم گیج شده است از توصیفی که جاری نمی شود ! من در ابتدای مسیر ایستاد ام همچنان ! و پرستوهای دلم هلهله کنان نوازش نگاهت را نجوا می کنند . بهار بی بارش نگاهت در ترافیک نگاه های آشفته جا خواهد ماند . . . ! *** زبانم گیج شده است از توصیفی که نمی بارد ! این روزها در تزاحم تصویرهای تکراری نامت به بهت نشسته است ! *** مکّه مدینه عرب عجم . . . همه ی نگاه ها آسمان در آسمان چشم در راهند ! همه ی نگاه ها آشفته در پی تابش دوباره ی آیه های محکم تواند تا آوار کنی هیمنه ی این همه سیاهی سیّال را ! از بطن استخوان هایم دردهای دوّار فوّاره می زنند . . . ! توصیفت بر زبان گیجم جاری نمی شود ! چگونه می توان زخم را تنفس کرد و بی خیال این همه زخم های مزاحم ، بی خیال این همه دردهای اکنون به توصیف های بی درد دل ، خوش داشت ؟! این روزها پرستوهای یادت آنگاه که بر فراز پرچین خیمه های خیالم بال می گشایند ؛ احساس می کنم دیگر بار بهار بعثت تو را فرشتگان در گوش های زمین و زمان جار می زنند ! احساس می کنم جهان امروز دیروز شبه جزیره ی عربستان است دوباره باید تحریم های قریشیان را تدبیر کرد ! دوباره باید زخم های قاسطین مارقین و ناکثین را تاب آورد ! دوباره باید . . . ! *** این روز ها احساس می کنم تا جهان باقی است باید باشی تو ! باید خنکای بهار بعثتت را در لحظه لحظه ی نگران کوچه ها تکثیر کنی ؛ وقتی مهربانیت در ذهن کوچه ها نپیچد ، علف های هرز با جاری هر روز ریشه دارتر می شوند . . . ! یا رسول الله انّا توسّلنا و توجّهنا . . . ! ***** |
||
|
+
لحظه ي هبوط انديشه چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 8:8 به قلم شهاب
|
|
||