باقی تنها اوست. . .
بغض های کال من ، چرا چنین ؟
گریه های لال من ، چرا چنین ؟
جزر و مد یال آبی ام چه شد ؟
اهتزاز بال من ، چرا چنین ؟ . . .
.
و سر انجام قیصر هم آخرین شعرش را سرود و رفت . . . !
RSS